شهاب الدين احمد سمعانى

100

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

18 . - الوهّاب معنى وهّاب معطى بود و معطى بخشنده بود و حقّ - جلّ جلاله - بخشنده است و بخشاينده . و چون مؤمن و موحّد موقن اعتقاد كند 1 كه حق - جلّ جلاله - وهّاب است بايد كه در جمله احوال ، حوايج خود جز بر آن حضرت عرضه نكند و ملاذ و ملجأ خود جز آن درگاه نداند . و بايد كه به اندك و بسيار جز به كفايت ربّانى رجوع نكند كه گفتهء ايشان است : لا يجمل بالحر المريد ان يتذلل للعبيد و هو يجد من مولاه ما يريد . نه نيكو بود 2 كه مرد خود را دستمال اطماع هر كس كند ، و حق - جلّ جلاله - به‌خودىخود آنچه بايست و در بايست اوست او را ضمان كرده 3 ؟ و آورده‌اند از بشر حافى - قدّس اللّه روحه - كه او گفت : امير المؤمنين على بن ابى طالب را - رضى الله عنه - به خواب ديدم ، گفتم : مرا پندى ده ، فقال ما احسن عطف الاغنياء على الفقراء طلبا لثواب اللّه ، و احسن من ذلك تيه الفقراء على الاغنياء ثقة باللّه . چون 4 نيكوست شفقت توانگران بر درويشان براى طلب ثواب را ، و از آن نيكوتر تكبّر درويشان بر توانگران از غايت اعتماد بر كرم حقّ - جلّ جلاله . و هم گفتهء ايشان است : المعرفة حقر الاقدار سوى قدره و محو الاذكار سوى ذكره . معرفت به ديدهء حقارت نگرستن است به جملهء اقدار مگر قدر حق ، و ستردن جمله اذكار است مگر ذكر حق 5 . و هم گفتهء ايشان است : اذا عظم الرّبّ فى القلب صغر الخلق فى العين . چون جلال و